خرید بک لینک

Image result for u202bتبریک سال 96u202clrm;

Image result for u202bتبریک سال 96u202clrm;

Image result for u202bتبریک سال 96u202clrm;

Image result for u202bتبریک سال 96u202clrm;

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 23:33

درود بر اهل ميخانه

كه كأم با مي شيرين كردند

قسم بر چشم تو ساقي

دل از دنيا رها كردند

جهانم خاك كُوي تو

گر امشب از تو مست كردم

به أهوي چشت سوگند

كه با ياد تو تب كردم

جهانم بي تو خاموشست

منتت بر اين جهان بگذار

ديده ام با خود منور كن

قدم بر چشم ما بگذار.

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 18:11

مطالب جالب و خواندنی, عکس نوشته های زیبا

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده امآخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام در میکده بودم ولی بیرون شدم چون غافلینای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز رهاما خدا حالم ببین من مهربان گم کرده ام ای وای ازین غوغای دل از دلبرم هستم خجلوقت سفر ماندم به گل من کاروان گم کرده ام نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی اماما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده امآقا تو را گم کرده ام مولا تو را گم کرده ام بنوشتم این نامه چنین با خون دل ای مه جبیناما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده ام

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

بتاب ای مه که زینب دل غمین استپریشان دل ز مرگ شاه دین است بتاب ای مه رقیه دل کباب استز مرگ باب خود در پیچ و تاب است بتاب ای مه تو بر گلهای زهراکه پرپر گشته در این دشت و صحرا بتاب ای مه که اندر پای گلهافتاده باغبان از جور اعدا بتاب ای مه که اندر شور و شینمپریشان دل من از مرگ حسینم بتاب ای مه که بینم کودکانمسرشک غم رود از دیدگانم خداحافظ حسین با وفایمکه من عازم سوی شام بلایم تویی در کربلا بی یار و تنهامن اندر شام غم بی آشنایم بروی نی سرت از کوفه و شامبود هم مونس و هم رهنمایم ترا امشب نگهبان ساربان استمن اندر کوفه در بند بلایم

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

من كه مانند نى در نوایم عاشقم عاشق كربلایمروز و شب در غم و شور و شینم عاشق كربلاى حسینمخادم كوى آن نور عینم عبد درگاه آن مقتدایمگر چه بگذشته دور جوانى لیك در پیرى و ناتوانىبلبل آسا كنم نغمه خوانى تا كه باشد طنین در صدایمیا حسین جز تو شاهى ندارم جز تو شاها پناهى ندارمعاشقم من گناهى ندارم حق بود شاهد مدّعایمیا حسین اى عزیز پیمبر زاده عصمتِ پاك داورزیب عرش خدا پور حیدر با غم و عشق تو آشنایممن چو مجنون صحرا نوردم آشنا با غم و رنج و دردمتا فداى وفاى تو گردم در رثایت سخن مى سرایمگشته ام تا به مهر تو پاى بند گر جدا گردَدَم بند از بندنگسلم از تو یك لحظه پیوند اى شهید سر از تن جدایمیا حسین جان عالم فدایت جان به قربان مهر و وفایتبین كه (مردانى ) با وفایت اشك خون ریزد از دیده هایمحق به محشر چو خواهد حسابم در سؤ الش بود این جوابمذاكر زاده بو ترابم مرثیت خوان آل عبایم

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده استدوباره هر شب من رنگ کربلا شده استوزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشققسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشقدوباره شوق حرم تا خدا دلم را بردبه عرش روشن کرب و بلا دلم را برددوباره ماه محرم، رسیده ماه عزاغروب غربت جانکاه سیدالشهداصدا صدای قدیمی طبل و زنجیر استفضا فضای صمیمی ولی چه دلگیر استخروش ناله ی حیّ علی العزا در راهدوباره قافله ی روضه های ثاراللهبرات گریه دوباره به چشممان دادندبه ما حسینیه ی گریه را نشان دادندحسینیه است؟ نه، خیمه؟ نه، کربلا اینجاستمزار خون خدا فی قلوب من والاستمحرم آمده آقا صدایمان کردیبرای عرض ارادت، جدایمان کردیلیاقتی بده تا روضه خوان تو باشمعنایتی که فقط در امان تو باشم بگیر دست مرا وقت خسته حالی هاپری بده به دلم در شکسته بالی هامرا به غربت بی انتهای خود بردیشبی که گوشه ی صحن و سرای خود بردیهنوز ندبه ی غم در رواق تو جاری استهنوز داغ عطش بین باغ تو جاری استصدای مرثیه ی آب آب می آیدصدای گریه ی طفل رباب می آیدهنوز علقمه لب تشنه ی لب سقاستهنوز چشم حرم در مصیبتش دریاستامید اهل حرم می رود به قربانگاهو یا به سوی منا می رود ذبیح اللهشکسته قلب حر

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

روی اسبِ سركش امواج زین انداختهآن كه روی آب را هم بر زمین انداخته رود انگشتی ست جاری كه ابالفضلِ جوانپا به دریا برده و بر او نگین انداخته رود دریای خروشانی شده در پای مردمثل ماهی كه به زحمت پوستین انداخته آن ابالفضلی كه نَفْسَش هم یقیناً سركش استآن چنان نَفْس قوی را این چنین انداخته طاق ابرویی كه زیر گیسویش كرده كمینتیر بر قلب سپاهِ در كمین انداخته تو رگِ غیرت بخوانش من كلید قفل هاقل هو اللهی كه بر روی جبین انداخته در همین نقطه فقط كوهی به كوهی می رسدروی پیشانیش آن وقتی كه چین انداخته وسعت دیدش وسیع است و به جنگِ یك سپاهاولین را كشته روی آخرین انداخته

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

جان زینب به لب رسید ای رسیده به علقمهکی می آیی عباس (2)ای قرار دل علی دل به تو بسته فاطمهکی می آیی عباس (2)برگردان : قلب بی کینه عشق در سینه آب و آیینهکی می آیی عباس (2) خیمه ها چشم انتظار دیدنتتیغ دشمن در کمین چیدنتمی رسدکی دست ما بر دامنتکی می آیی عباس (2) جان زینب ، جان اصغر ، جان منبر لب خشکیده ات آبی بزنقلب تو تنگ است و جنگت تن به تنکی می آیی عباس (2) دست تو تنها پناه اصغر استخشم تو سرمایه ی این لشکر استدر کنارت تشنگی آسان تر استکی می آیی عباس (2) با خیالت لحظه ها سر می شودبغض ما هر لحظه پرپر می شودتازه بی تو داغ اکبر می شودکی می آیی عباس (2) گریه ها کم کم به افغان می رسدکار غم بی تو به سامان می رسدعمر صبر ما به پایان می رسدکی می آیی عباس (2) یاد تو گرمای آغوش همهبرده ای با رفتن ات هوش همهشد عطش بی تو فراموش همهکی می آیی عباس (2) ای که با تو هر شبی مهتابی استبی تو ماندن اول بی تابی استداغ تو سنگین تر از بی آبی استکی می آیی عباس (2) عشق مردان ، مرد میدان خطربر تن مشکت مکن دستت سپراز تمام تشنه ها، لب تشنه ترکی می آیی عباس(2) ای زلال راهی دریا شدهای هلال در شبم پیدا شدهدر کن

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

الا یا ایها الساقی برون بر حسرت دل هاکه جامت حل نماید یکسره اسرار مشکل ها به می بربند راه عقل را از خانقاه دلکه این دارالجنون هرگز نباشد جای عاقل ها اگر دل بسته ای بر عشق جانان جای خالی کنکه این میخانه هرگز نیست جز مأوای بی دل ها اگر از نشئه ی دل کمتر از آنی به خود آییبرون شو بی درنگ از مرو خلوتگاه غافل ها اگر دل داده ای بر عالم هستی و بالاتربه خود بستی به تار عنکبوتی بس سلاسل ها نمک شور تو دریای طلب می طلبدوصف لعل دهنت باغ رطب می طلبد روز من را شب گیسوی شما کرده سیاهاصلأ ای ماه سرودن ز تو شب می طلبد از غباری که نشسته به لب پر ترکتمی توان گفت قدم های تو لب می طلبد آن خضوعی که خدا در نظرت ریخته استدرک آغوش نگاه تو ادب می طلبد سخت کرده تب شوق لب تو کام مراهیچ کس نیست که بر دوش کشد بار مرا چه کسی برده در این حاشیه چشمانت رامنکر آن نقش زن ناشی چشمانت را میکشد با نظر ام بنین جبرائیلطرح فیروزه ای کاشی چشمانت را می توانند ملائک بگذارند مگرآخرین قیمت نقاشی چشمانت را کار و بارش به سر میکده ها افتادهدیده هر کس که نمک پاشی چشمانت را آدم از باده ی چشم تو هوس می افتدتو اگر جام دهی میکده پس می افتد

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

شهر کوفه یا حسین وادی درد و بلاستپذیرایی کردن از مهموناش با نیزه هاستتوی این شهر ستم مردی پیدا نمی شهتا غریب و نکشن عقده شون وا نمیشهکوچه کوچه میرم و دم از عشقت میزنمشده ذکر لب من به فدات جون و تنم(یا حبیبی یا حسین) من که سردار توأم سردار سر منتوی این شهر نشده هیچ کسی یاور منمسلمت تنها شده بین این شهر بلاتو رو جون خواهرت یا حسین کوفه میامردم اینجا به من میزنن زخم زبونپره سنگ و آتیشه میون دامناشون(یا حبیبی یا حسین) نیمه ی شب شده و سر رو دیوار می زارمبین کوچه های شهر من پناهی ندارمدل مردم پره از بی وفایی ای حسینمتاع چشماشونه بی حیایی ای حسیننیا که غرق عطش طفل شیر خواره میشهگوشواره ی دخترت با گوشش پاره میشه(یا حبیبی یا حسین)

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

تسلیت ای یاران ماه محرّم شدماه محرّم شدبـزم عزاداران حلقه مـاتم شدحلقه ماتم شدجبریل امین سینه زده جامه دریدهخون جگر فاطمه از دیـده چکیدهماه عزا آمد (2) گریه کن ای دیده مـاه عزاداری استماه عزاداری استدرهمــۀ عــالم خون حسین جاری است خون حسین جاری استبر پـا شده در مـاه عـزا شور قیامتزین ماتم عظمی سر مهدی به سلامتماه عزا آمد (2) جنّ و ملک بـا هم گریه کنید امشبگریه کنید امشبدر مهِ خون گردد خون به دل زینبخون به دل زینباین ماه به خون خفتن هفتاد و دو یار استاز خـون همـه دشت بـلا باغ و بهار استماه عزا آمد (2) ارض و سما شــورِ روز جزا دارندروز جزا دارندفــاطمه و حیــدر هر دو عزا دارندهر دو عزا دارندآید به سوی کرب و بلا از دل صحرابـا خیـل بنی هـاشمیان یوسف زهراماه عزا آمد (2) در مه خون سقا نقش زمین گرددنقش زمین گرددغرقه به خون ماه ام بنین گرددام بنین گردددر مـاه عـزا کـس نکنـد یـاری زینبخون گریه کن ای دل به عزاداری زینبماه عزا آمد (2) این مه خون ماه شیون و واویلاستشیون و واویلاستدر یم خون پرپر دسته گل لیلاستدسته گل لیلاستزینب زند از داغ علی بر سر و سینهریـزد بـه روی پیکر او اشک سکینهماه عز

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

کی میتونه غیر از تو مرهم غم ها باشه کی میتونه غیر از تو این همه آقا باشه تویی که یه عمره جز بدی ندیدی از من نگو نگو که دل بریدی از من نگو که نا امیدی از من منی که یه عمره سوختم پای غم تو دلم خوشه آقا به کرم تو دلم پر می زنه تا حرم تو منی که هر بار زمین خوردم گفتم حسین اسم تو رو بردم گفتم حسین کی میتونه غیر از تو امیر دنیا باشه کی میتونه غیر از تو این همه آقا باشه تویی که یه عمره دستمو رها نکردی بدم به بدی هام نگاه نکردی منو از نوکرات سوا نکردی منی که به غیر از عشق تو چیزی ندارم بدونه تو بی کس و کارم میشه لحظه مرگ باشی کنارم منی که روزای بی یاری گفتم حسین وقت گرفتاری گفتم حسین هر بار زمین خوردم گفتم حسین اسم تو رو بردم گفتم حسین کی میتونه غیر از تو قبله ی دل ها باشه کی میتونه غیر از تو این همه آقا باشه تویی که یه عمره اسمته دوای دردم ببین دوباره من هواتو کردم اگه بیام حرم بر نمیگردم منی که یه عمره از شما بها گرفتم منم دست خودت شفا گرفتم برات کربلا گرفتم منی که روزای بی یاری گفتم حسین وقت گرفتاری گفتم حسیــــــــــــن

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

حسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام منو یکم ببین سینه زنیمو هم ببینببین که خیس شدم عرق نوکریمه این دلم یه جوریه ولی پر از صبوریهچقدر شهید دارن میارن از تو سوریه منم باید برم آره برم سرم برهنذارم هیچ حرومی طرف حرم بره یه روزیم بیاد نفس آخرم برهحسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام یه دست گل دارم برای این حرم میدمگلم که چیزی نیست برا حرم سرم میدم برای قربونی اسماعیلو میدم به عشقخودم با بچه هام فدای بانوی دمشق منم یه مادرم پسرمو دوسش دارمولی جوونمو به دست بی بی میسپارم بی بی قبول کنه بشه مدافع حرمحسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام اونا که از جنون یه کلمه نفهمیدنشبیه شامیا به گریه هام میخندیدن کنایه میزنن دلمو میسوزنن ومیخوان با حرفاشون خالی کنن دل منو قسم به اون بدن که چیدنش روی حصیرمنم شبیه اون عقیله ای که شد اسیر به غیر زیبایی نمی بینم تو این مسیرحسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام ای سایه ی سرم تا که تو رفتی همسرمهمش بهونه ی تو رو میگیره دخترم به جای لالایی روضه براش میخونمودم بابا باباش داره میگیره جونمو گناه دخترم چی بوده که بابا ندیدگلم بابا میخواد جواب ناله شو بدید فقط رقیه جون صدای بچم

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

به قلاده ی نفس گشتم اسیر شدم زار و شرمنده و سر به زیرتهی دستم و بی نوا و فقیر مرا کس نخواند ذلیل و حقیرمقامم بُوَد بس بزرگ و خطیرامیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیرحسین ازکرم انتخابم کند غلام غلامش خطابم کندگدای در خود حسابم کند بهشتم بَرَد یا عذابم کندبه عشقش اسیرم اسیرم اسیرامیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیرخیالش زمن دلربایی کند غمش دردلم خودنمایی کندنوایش مرا نینوایی کند ولایش مرا کربلایی کندبدانند خلق از صغیر و کبیرامیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیرمنم عار او، او بود یارمن زلطف و کرامت، خریدار مننبودم که او بوده دلدار من غمش شد انیسِ دل زار مناز آن دم که مادر مرا داده شیرامیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیراگر چه گنه کار و آلوده ام به خاک مزارش جبین سوده امدمی بی ولایش نیاسوده ام گرفتار و دلداده اش بوده اماز آن دم که آب و گلم شد خمیرامیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنیدبه تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنیدکه خاکم دهد بوی مشک و عبیرامیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیربه زخم جبین پیمبر قسم به رخسار خونین حیدر قسمبه محسن، به زهرای اطهر قسم به سبطین و عباس و اکبر

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

آسمان،خاک سرای فاطمه/جان فدای بچه های فاطمه پادشاه مُلک ِ دلها میشود/سائل بیت العطای فاطمه فاطمه یعنی تجلّی خُدا/تربیت آموز مصباحُ الهدی میشوم بیچاره ی هر دو جهان/گر شوم از درگه لطفش جدا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه... گشته خورشید هدایت پشت در/غربتش شد بی نهایت پشت در حضرت اُمّ ابیها،از جفا/شد فدایی ولایت پشت در او که دست لطف او روی سرم/او که باشد در دو عالم یاورم شد شهیده تا که گوید بر همه/من فدایی ِ امام و رهبرم فاطمه یا فاطمه یا فاطمه... اشک ما جاری به یادش از دوعین/غصه دار او تمام عالمین با قدم خم گشته بین کوچه ها/داده او درس شهامت بر حسین دیده ها از ماتمش گریان بُوَد/در مدینه کربلا پنهان بُوَد این شُروع ِ روضه های مقتل و/جسم خونین و لب عطشان بُوَد یا حسین و یا حسین و یا حسین... خوش بُوَد آزادگی و حُریّت/در مسیر بندگی صدق نیت آرزوی ما بُوَد نابودی ِ/صهیونیست فرقه ی وهابیت و شیعه افتاده در آغوش خطر/سوریه گشته در آتش شعله ور حقّ آن مادر که پهلویش شکست/اَلعَجَل ای حُجّت ثانی عَشَر

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

فیلم/ توصیه رهبرانقلاب در ایام فاطمیه کانال تلگرام دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای ویدئویی با موضوع، توصیه رهبر انقلاب در ایام فاطمیه که فرمودند: مسائل اختلاف افکن بین شیعه و سنی، در ایام فاطمیه مطرح نشود را منتشر کرد. دانلود

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

*من یه جمله مقتل بخونم ... اول ماجرا رو بگم...دومی برا رفیق ملعونش-معاویه-نامه نوشت جریانو تعریف کرد ... نمیدونی چه خبر بود!! انتقام همه شما رو گرفتم ... نمیدونی پشت در چه خبر بود ... یه جایی براش تعریف کرد" فَضَرَبَتْ فَاطِمَةُ یَدَیْهَا مِنَ الْبَابِrlm;"بی بی دستاشو به در گرفت ... اجازه نمیدم ... در رو باز نمیکنم... "فَضَرَبَتْ فَاطِمَةُ یَدَیْهَا مِنَ الْبَابِrlm; تَمْنَعُنِیrlm; مِنْ فَتْحِهِ"من میخواستم در رو باز کنم زهرا نمیگذاشت ...*از اینجا به بعدش رو میخونم ترجمه نمیکنم ... جات خالی....*"فَرُمْتُهُ "زهرا بازم مقاومت کرد...داد بزن ... ناله کن بچه شیعه ..."فَتَصَعَّبَ عَلَیَّ" *معاویه! اولین کاری که من کردم میدونی چیه؟ دستای زهرا بیرون بود..* "فَضَرَبْتُ کَفَّیْهَا بِالسَّوْطِ فَأَلَّمَهَا، فَسَمِعْتُ لَهَا زَفِیراً وَ بُکَائا" زهرا فریاد زد ... زهرا گریه کرد....

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

*مرحبا به شما غیرتیا ... این روزا گریه کردن خیلی مرد میخواد ... این روزا گریه کردن یه جوری شده هیأتیا هم گاهی نیش میزنند ... خسته نشدین اینقدر گریه کردید؟! ... دوماه عزاداری بسه دیگه* مقتل نوشت آه و یعنی تمام شدldquo;تموم شد یعنی چی؟rdquo; یعنی که دور مادر ما ازدحام شد *وای مادرم...من چی دارم میگم شما چی داری میشنوی ... صحبت ناموس من و تو نیست ... همه ٔ نوامیس عالم فدای یه تار موی مادرمون زهرا ... صحبت ناموس علی ... صحبت اون خانومیه که از کور هم رو گرفت ... حالا کار به یه جایی رسیده* یعنی که دور مادر ما ازدحام شد... *اهل شعری... توجه به ظرائف داری ... نیاز به توضیح نداری* یعنی رکوع پشت درش امتداد یافت *همهٔ حواسش به محسنه ... خم شد روی محسن بلکه بچشو حفظ کنه ... ای مادر ... ای مادر...رفقا ... مظلومیت رو اونا معنا میکنند ... معنای مظلومیت چیه از نظر اهلبیت خودشون میدونن من نمیدونم ... اما اینجور که به عقل ناقصم میرسه میگن حسین مظلوم ترینه در بین اهلبیت اما این روزا میبینم محسن از حسین مظلوم تره...میگن نگو ... چی بگم خب ... کشتند ... کشتند ... مادر مارو زدند ... بچه بدنیا نیومده شو کشتند

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮔﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﻟﻪ ﺗﻮ ﺫﻫﻨﻢ ﻣﻮﻧﺪﻩ
ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺍﮔﻪ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩﯾﻦ ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﭼﺎﯼ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﺩ ﻧﮑﻨﯿﻦ
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯾﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﺍﺯ ﻣﻬﻤﻮﻧﺶ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺍﮔﻪ ﻧﺨﻮﺭﯾﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻪ...

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

چشمهایت را ببند،
در دلت باخداسخن بگو ،
به همان زبان ساده ی خودت سخن بگو ؛
هرچه میخواهی بگو ، او میشنود ...
شاید بخواهی تورا ببخشد ،
با آرزویی داری ،
شاید دعایی برای یک عزیز و یا شکرش ،
بگو میشنود . . .
این لحظه ی زیبا را برای خودت تکرار کن ؛
پرواز دلت را حس خواهی کرد ...

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

خدا" تو "را که می آفرید

حواسش

پرتآرزو های منبود !

شدی همانآرزوی من ...!

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

یادمان باشد ڪه؛

ڪوچڪترین امید دادن به ڪسي،

شاید بزرڪَترین معجزه ها راایجادڪند

پس مهربانی رادریغ نڪنیم...!!!

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

تاریختولدتمهم نیست، تاریخ "تبلـــورت" مهم است ...! اهل کجا بودنت مهم نیست ،"اهــل و بـجـا" بودنت مهم است ...! منطقهزندگیتمهم نیست ، "منطــق زنـدگـیت" مهم است ...! وگذشته ی زندگیت مهم نیست ؛ امــروزت مهم است که از چهگــذشتـه ایوچه چیزی برایفــرداهایتمیسازی..

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

خوشبختی گاهی،آنقدر دم دستمان است که نمیبینیمش،که حسش نمیکنیم،چایی که مادر برایمان میریخت و میخوردیم ، خوشبختی بود،دستهای بزرگ و زبر بابا را گرفتن،خوشبختی بود،خنده های کودکیهامان،شیطنت ها،آهنگ های نوجووانیمان،خوشبختی بود،اما ، ندیدیم و آرام از کنارشان گذشتیم،چای را به غر غر خوردیم که کمرنگ یا پر رنگ است، سرد یا داغ است،زور زدیم تا دستمان را از دست بابا جدا کنیم و آسوده بدویم،گفتند ساکت، مردم خوابیده اند و ما، غر غر کردیم و توپمان را محکمتر به دیوار کوبیدیم، خوشبختی را ندیدیم یا، نخواستیم ببینیم شاید، اما، حالا،رفیق جانم، هر کجا که هستی، هر چند ساله که هستی،با تمام گرفتاریهای تمام نشدنی که همه مان داریم،فردا را ، قدر بدان،خوشبختی های کوچکت را بشناس و بفهم و باور کنبرای بوییدن دامان مادرت که هنوز داریش، برای بوسیدن دست پدرت که هنوز نمیلرزد، هنوز هست،بهانه کن برای به آغوش کشیدن یک دوست، برای تقدیم یک شاخه گل به همسرت،رفیق جانم، خوشبختی ها مانا نیستند،اما، میشود تا هستند زندگیشان کرد، نفسشان کشید... یادمان باشد بزرگترین خوشبختی "عشق "است

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

در غريبي ناله ها کردم کسي يادم نکرد
در قفس جان دادم وصياد آزادم نکرد
ضربه مردم چنان از زندگي سيرم نمود
آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد
شايد آن روز که سهراب نوشت
تا شقايق هست زندگي بايد کرد
خبري از دل پر درد گل ياس نداشت
بايد اينطور نوشت هر گلي باشي چه شقايق
چه گل پيچک و ياس, زندگي اجباري است
زندگي در گرو خاطره هاست
خاطره در گرو فاصله هاست
فاصله تلخ ترين خاطره هاست

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

هیچ وقت هیچ وقت این دو جمله رو نگو : 1)ازت متنفرم 2)دیگه نمیخوام ببینمت هیچ وقت با این دو نفر همصحبت نشو : 1)از خود متشکر 2)وراج هیچ وقت دل این دو نفر رو نشکن :1)پدر 2)مادر هیچ وقت این دو تا کلمه رو نگو : 1)نمیتونم 2)بد شانسم هیچ وقت این دو تا کارو نکن :1)دروغ 2)غیبت هیچ وقت این دو تا جمله رو باور نکن :1)آرامش در اعتیاد 2)امنیت دور از خانه همیشه این دو تا جمله رو به خاطر بسپار:1)آرامش با یاد خدا 2)دعای پدرو مادر همیشه دوتا چیز و به یاد بیار:1)دوستای گذشته رو خاطرات خوبت رو) همیشه به این دو نفر گوش کن :1)فرد با تجربه 2)معلم خوب همیشه به دو تا چیز دل ببند :1)صداقت 2)صمیمیت همیشه دست این دو نفرو بگیر:1)یتیم 2)فقیر همیشه دو تا چیز رو از خودت دور نکن :1)لبخندت رو 2)مهربانی

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

اگه تورو دوست دارم خيلی زياد ، منو ببخش... اگه تويی اون که فقط دلم ميخواد، منو ببخش منو ببخش...اگه شبا ستارهارو ميشمرم... منو ببخش اگه بهت خيلی ميگم دوست دارم... منو ببخش اگه برات سبد سبد گل ميچينم... منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب ميبينم... منو ببخش اگه واسه چشمای تو خيلی کمم تو يه فرشته ای و من فقط يه آدمم منو ببخش اگه برات ميميرم و زنده ميشم اگه با ديوونگی ام پيشه تو شرمنده ميشم منو ببخش اگه همش ميسپارمت دست خدا اگه پيشه غريبه ها بجای تو ميگم شما... منو ببخش من نميخوام تو رو به ماه نشون بدم نشونيتو نه به شب و نه دست آسمون بدم منو ببخش اگه ميخوام تورو فقط واسه خودم ببخش اگه کمم ، ولی زيادی عاشقت شدم...

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22

صفحه بندی